Prince And His Fool

خلاصه داستان: رونگ زیان، دانشجوی کالج به طور غیرمنتظره‌ای به دوران گذشته در کشوری افسانه‌ای به نام هِپِنگ برمیگرده. اون ناچار به قبول سرنوشتش میشه و فکرمیکنه میتونه در گذشته شروع دوباره‌ای داشته باشه و زندگی آرومی رو تجربه کنه. اما برای نجات هپنگ از نابودی، مجبور میشه با یک شاهزاده سخت‌گیر و عجیب به […]
  • اطلاعات
  • قسمت ها
  • دست اندرکاران
  • نقد
  • مرتبط
اطلاعات محصول

اطلاعات جانبی

تعداد قسمت نامشخص
تاریخ پخش نامشخص
تاریخ پایان نامشخص
زمان پخش نامشخص
امتیاز ناول آپدیت 10 /

خلاصه داستان

خلاصه داستان: رونگ زیان، دانشجوی کالج به طور غیرمنتظره‌ای به دوران گذشته در کشوری افسانه‌ای به نام هِپِنگ برمیگرده.

اون ناچار به قبول سرنوشتش میشه و فکرمیکنه میتونه در گذشته شروع دوباره‌ای داشته باشه و زندگی آرومی رو تجربه کنه.

اما برای نجات هپنگ از نابودی، مجبور میشه با یک شاهزاده سخت‌گیر و عجیب به نام وو یانگ که آدم سردیه و دوست نداره کسی لمسش کنه و حتی پدر و همه‌ی برادراش ازش میترسن همکاری کنه.

“رونگ زیان: بیا این نره غولو بکشیم.وو یانگ: ترجیح میدم به جاش تورو ببوسم!”

داستانِ یک ماجراجویی جالب و لطیف…

……………………………………………………………………

تعداد چپتر: 99 چپتر

وضعیت کاربـران

۱ مشاهده کردند
۹ در حال مشاهده هستند
۱ در آینده مشاهده میکنند
۰ فعلا متوقف کردند
۰ رها کردند
۰ مشاهده نمیکنند
قسمت ها

دانــلود ناول

مبلغ هر ناول غیر رایگان ۱۲۰۰ تومـان میباشـد
دست اندرکاران

مترجم ها

  • oohsehun
  • ادیتورها

  • oohsehun
  • کلینرها

  • oohsehun
  • رتبه دهی و نــقد
    3.7
    12 نفر
    5
    4
    3
    2
    1
    • mahva

      شروعش رو دوست داشتم ممنون از مترجم امیدوارم ترجمش ادامه پیدا کنه

    • tina_Qgirl

      شروع جالبی داشت ترجمه ی خوبی هم داره کنجکاو بقیه داستان هستم امیدوارم سریعتر ادامش اپلود بشه

    • oohsehun

      سلام مترجم رمان هستم. امیدوارم ازش لذت ببرید. هر هفته چند چپتر اپلود میشه اما روز مشخصی نداره. لطفا حتما به سایت سر بزنید چون ممکنه خبر اپدیتش تو چنل قرار نگیره. ممنون میشم نظراتتونو برام بفرستین و به ناول امتیاز بدین :)

    • Yona24chan

      ترجمه خوبی داره اما اگه عامیانه ترجمه بشه بهتر و دلچسبته ترحمه ی کتابی کمی ازار دهندس

    • momo_13

      باحاله داستان دوستش دارم مممنون برای ترجمه لطفا سریعتر اپلودش کنین

    • fatm.askr

      با اینکه کم ناول میخونم تازه تاریخی زیاد ژانر مورد علاقم نیست ولی همینجوری شروعش کردم خیلی دوستش دارم مخصوصا شاهزاده خیلی کیوت رفتار میکنه کاش تا اخر اپلود شده بود. ممنون از مترجم خسته نباشین

    • Abvvvt

      خیلی قشنگ و. دوست داشتنی و باحاله، ممنون از ترجمه. لطفاً تند تر اپ کنید.

    • _kimiasharifi.

      خیلی دوستش دارم هرچی جلوتر میره جالبتر میشه جزعیات داستان هم خوبه فقط میشه زودتر چپترای بعد رو بزارید؟ ممنون از مترجم

    • kagehina

      این ناول فوق العادست من با هر قسمتش حال میکنم متوقف شده این کار؟

    • said

      آقا چرا این طوریه؟ چرا نمی‌شه دانلود کرد؟ نه، من می‌خوام ناولم رو بخونم.

    • junho2p

      خرید درست شده اره؟ اخه من تونستم دانلود کنم. رمانو خیلی دوست دارم توروخدا سریعتر بزارید مترجم عزیز

    • mahsa.sin1374

      من نمیتونم رمان خرید بزنم باید چکار کنم ؟؟کسی راهنمایی کنه لطفا

    مشاهده همه نقدها
    دست اندرکاران
    • The return of the lord god

      خلاصه :

      شاهزاده سقوط کرده، بای لیز_این، بخاطر تلاش خود برای معکوس کردن زمان و مکان برای نجات پادشاهی سقوط کرده اش، به یک سیستم ابعادی متصل شده و میزبان هوش مصنوعی ای به نام S419M شد.

      از آن پس زندگیش دستخوش تغییر شد: پرش جهانی، تغییر چهره ی مداوم و کبودی شدن در عرض چند ثانیه. رفتن به دنیاهای باستان، مدرن، آینده و پس از آخر الزمان، ماشینی، جنگ های خونی، خدایان و شیاطین، جاودانه ها …

      قدرت ذهنی او روز به روز بیشتر و قدرتمندتر میشد و آماده ی برگشتن به زمان و مکان خود بود. اما به طور غیر منتظره ای ماموریتی مخفی در سطح خدا را راه انداخت: بازگشت پادشاه خدایان. او باید قبل از بازگشت به دنیای اصلی خود این ماموریت را انجام دهد!اگر میدانست چگونه باعث راه انداختن آن شده ، از آن دوری میکرد.

      ……………………………………………………………….

      تعداد چپتر: 317چپتر

    • NEED TO PROPOSE TO SEVEN MEN WHAT TO DO!

      خلاصه:

      چو مو یون برای تبدیل شدن به یک ستاره در JJWXC به داستان “قلمرو شیطانِ” خود تکیه کرده بود، اما اصلا انتظار آن را نداشت که او، بعد از نوشتن هفت موقعیت و داستان ذهنی و سوءاستفاده از آن هفت داستان ذهنی تا سر حد مرگ، به آن کتاب لعنتی تناسخ پیدا کند!

      این سیستم روی دستبند دیگه چه چیز لعنتی‌ایه؟

      و اینکه “یا باید از هفت مرد خاستگاری کنی و یا زیر دست این هفت مرد طعم مرگ غم‌انگیزی را بچشی” دیگه چه چیز لعنتی‌ای بود؟

      من تنها میخواستم برای ارضاء علایق و خواسته‌های بد خود یک رمان بنویسم، وگرنه واقعا چه کسی هست که بخواهد با یک دسته سگ دیوانه و سادیسمی درگیر شود؟

      (JJWXC : یا Jinjiang Literature City, یه سایت به زبان چینی برای پخش و اشتراک‌گذاری رمان‌های انلاین.)

      ………………………….

      تعداد چپتر: 279 چپتر + اکسترا

    • Forced to Marry the Enemy Prince

      خلاصه:

      شیان شنگ فردی جذاب و در عین حال بیمار بود. به این ترتیب، در نوجوانی برای زنده ماندن او را به شکل یک دختر درآوردند و به عنوان یک شاهزاده خانم بزرگ شد.

      یک روز دو کشور در حال جنگ بودند و اوضاع وخیم بود. او به سمت دیوار شهر دوید تا به برادر بزرگترش امید دهد، اما ولیعهد کشور دشمن او را دید.

      چشمان تیزبین و نافذ او از بین ده ها هزار سرباز گذر کرد و بر چهره ظریف شیان شنگ فرود آمد.

      با پیمان ازدواج در ازای صلح، دو کشور در نارضایتی بودند.

      ولیعهد کشور شمالی با چشم طمع به شیان شنگ نگاه کرد و قول داد به محض اینکه این زیبارو در آغوشش باشد، جنگ را متوقف کند.

      خانواده سلطنتی کشور جنوبی نگران و مضطرب بودند. «شما سعی می کنید یک شاهزاده را به دست آوردید!»

      برای صلح موقت، شیان شنگ با ولیعهد کشور دشمن ازدواج کرد. او گفت که حال جسمی خوبی ندارد و بهانه ای برای توقف و کامل نکردن ازدواج‌اش آورد.

      با این حال، ولیعهد، ژان لو، سرسخت بود و ظاهراً می خواست شیان شنگ را در همان دیدار اول، زنده ببلعد.

      ولیعهد روز به روز بیشتر و بیشتر به شیان شنگ فکر می کرد زیرا نمی توانست طعم او را بچشد.

      …………………………………

      تعداد چپتر: 106 چپتر + 2 اکسترا

    • I have amnesia, don’t be noisy

      خلاصه داستان:

      وقتی چو چین معشوقه‌ی مبتلا به فراموشی خودش رو پیدا کرد، نامزدِ قلابی که خانواده‌ی معشوقه‌اش براش ترتیب داده بودن همراهش بود.

      نامزد قلابی:«من کسیم که تو بیشتر از همه عاشقی.»

      جونگ یی بین:«… دروغگو، کسی که من عاشقشم چو چینه.»

      نامزد قلابی:«مگه حافظه‌ات رو از دست ندادی؟»

      جونگ یی بین:«فاک! هنوز چو چین رو یادمه!»

      چو چین:«….»

      به جز تو، من تمام دنیا رو فراموش کردم… هیچوقت فراموشت نمی‌کنم چو چین.